کمرم را ب زمین کج کردند - تاریخ: 1405/5/19 ساعت: 2:10
کمرم را ب زمین کج کردند.... کمرم را ب زمین کج کردند.... گفتم :‌ای پیر جهان دیده بگو از چه تا گشته ، بدینسان کمرت؟مادرت زاد ، به این صورت زشت ؟یا که ارثی است تو را از پدرت ؟ناله سر داد : که فرزند مپرس سرگذشت من افسانه ست آسمان داند و دستم ،‌که چه سان کمرم تا شد و تا خورده شکست هر چه بد دیدم از این نظ...
بی وفادلبر - تاریخ: 1405/5/19 ساعت: 2:10
فلک کور است دل شوریده در شور استصدای خنده و آواز می آید ز کوی دلبرم امشب صدای ساز می آیددلم بی وقفه می لرزدنمی دانم چرا تنگ است و می ترسدقدم لرزان به سوی کوچه می آیمو با خود زیر لب آهسته می گویمخدا یا ترس من از چیست ؟عروس جشن امشب کیست ؟صدای همهمه با ورود شیخ عاقد می شود خاموشصدای شیخ می آید وکیلم م...
معنی حرف مرا پنچره ها میفهمند - تاریخ: 1405/5/19 ساعت: 2:10
​​​​​​​درد یک پنجره را پنجره ها می فهمندمعنی کور شدن را گره ها می فهمند سخت بالا بروی ، ساده بیایی پایینقصه تلخ مرا سُرسُره ها می فهمندیک نگاهت به من آموخت که در حرف زدنچشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمندآنچه از رفتنت آمد به سرم را زمان آیندهمردم از خواندن این تذکره ها می فهمندنه نفهمید کسی منزلت شمس ...
حیف - تاریخ: 1405/5/19 ساعت: 2:10
مـرده ام ؛ ایـن نـفـس تـازه ی مـن فـلـسفـه داردروی پــا بــودن ایـن بـــرج ‌ِ کــهــن فـلـسـفـه دارد سنگ این است که من فکر کنم"قسمتم این بود"تیـشـه بـر سـر زدن «سنـگ شکن» فلسفه دارددوستـی بـا تـو میـسّـر کـه نـشـد نقشه کشیدمبـا رفـیــقــان شـمـا دوســـت شــدن فلسفه داردگفته بودند که در شهر شبی دیده ...
تکیه بر جای خدا کردم - تاریخ: 1405/5/19 ساعت: 2:10
شبی در حال مستی تکیه بر جای خدا کردمدر آن یک شب، خدایا ! من عجایب کارها کردمجهان را روی هم کوبیدم، از نو ساختم گیتیز خاک عالم کهنه، جهانی نو بنا کردمکشیدم بر زمین از عرش، دنیادار سابق راسخن واضح‌تر و بهتر بگویم، کودتا کردم !خدا را بنده ی خود کرده، خود گشتم خدای اوخدایی با تسلط، هم به ارض و هم سما کر...
یاز قلم - تاریخ: 1401/10/9 ساعت: 16:53
یاز قلم
ویرانه ی ما - تاریخ: 1401/10/9 ساعت: 16:53
ویران شده را حوصله ی منت معمار نباشد ویرانه ی مارابگذارید ویرانه تر بماند...